Menu

و در خصوص سر اخبار مختلف است ؛ لكن در هر صورت به بدن ملحق گشته
بعضى از روايات دلالت دارد كه شيعه مخفى آورده بالاى سر حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) دفن نموده و بعضى ديگر دلالت دارد كه در شام دفن شده . بعضى ديگر مى گويند در مصر دفن شده . الآن هم گنبد و بارگاه دارد

ادامه مطلب...

حالا مى خواهم چند كلمه موعظه كنم . تجربه كنم دل خود را، و دل شماها را.
اين موعظه مركب است از كلام خدا. قدرى كلام امام اول است ، قدرى كلام امام آخر است كه حجت عصر است . از همه روى هم رفته بگويم ، بلكه يكى از اينها در دل تاءثير كند

ادامه مطلب...

اگر چه حالا منسوخ شده است ، غسل مى دهند به اجرت ، قصد قربت ايشان هم معلوم نيست . سابق بر اين ، هر كسى دوستى داشت ، دوست ، ميت خود را غسل مى داد. و در دعا مى خوانى : يغسلنى صالح جيرتى .
به هر قسم ، نمى دانم در اين زمان غالب اموات بى غسل مى روند، چرا كه مظنون اين است كه قصد قربت ندارند، بلكه قطعى است غسل اجرتى باطل است .

ادامه مطلب...

سلامى مى كنم به جناب ((حر)). بدانيد كه اصل سبب هدايتش كه او را منقلب گرداند، آن استغاثه اولى حضرت بود كه استغاثه فرمود در حالتى كه هنوز اصحاب بودند. چون ((حر)) آن صدا را شنيد، عمويش همراهش ‍ بود، گفت : عمو! اءما تنظر الى الحسين كيف يستغيث؟! ببين چطور استغاثه مى كند!

ادامه مطلب...

حالا، اول كه نگاه به خودش مى كنم ، يك نگاه كردم ، ديدم : بر اسب نشسته است . لشكر دور او را احاظه كرده ، نزديكش آمده اند.
يك نگاه ديگر كردم . مى بينم او را بر اسب نمى بينم . از اسب فرود آمده ، در ميان ميدان ايستاده است .
يك نگاه ديگر كردم ، كانه مى بينم كه ايستاده هم او را نمى بينم ، در ميان ميدان نشسته .
باز نگاه كردم . ديدم چشمم جائى نمى بيند. هوا تيره و تار شده ؛

ادامه مطلب...

او رفت به ميدان ، حضرت برگشت . مبارز طلبيد. لشكر همه واله جمالش ‍ شدند. رجز خواند. حمله كرد بر لشكر، صد و شصت نفر را به خاك هلاك انداخت . بعد از آن چند جراحت به بدنش رسيد. تشنگى هم بسيار غلبه كرد. حرارت تشنگى ، حرارت هوا، حرار جولان اسب ، گرد ميدان ؛ حالت براى او نماند. برگشت رو به پدر بزرگوار. اما فرار نكرد. كسى عقبش ‍ نبود.

ادامه مطلب...

كيفيت سقايت سقاى اول بعد از واقعه ميدان است ، يعنى بعد از كشته شدن ، مگر در على اكبر احتمال اين است كه پيغمبر (صلى الله عليه و آله ) در اين عالم به او آب داده باشد.

و شاهد بودن ((سقاى اول )) قول على اكبر است كه عرض كرد: يا اءبتا! اين جدم پيغمبر است مرا سيراب كرده است.

ادامه مطلب...

مراد كيست ؟ السيد المؤ تمن ، ق